ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 201

تاريخ رشيدى ( فارسي )

بودند ، تاريخ آن ايام مىتوانست به مفهومى بهتر از حالت فعلى از آب درآيد و چند نكته مبهم روشن گردد . شايد نتيجه‌گيرى از تاريخ رشيدى ، موضوع مشكلى باشد كه اسباب زحمت اين مقدمه را فراهم آورد ، با وجود اين احتمالا ارائه شرح بسيار مختصرى از رئوس مطالبى كه در مغولستان و تركستان شرقى پس از آخرين صفحات تاريخ رشيدى نوشته شده‌اند ، مىتواند ارزشمند باشد . در آن ايامى كه مؤلف به مدت شش سال نايب السلطنه كشمير بود و حدود چهارده سال قبل از آن نيز كه از مملكت مغولان به دور بوده ، ظاهرا تا پايان با دوستان خود در كاشغر مكاتبه داشته و از قرار معلوم به تمام حوادثى كه در آنجا رخ مىداده شديدا علاقمند بوده است . اين مورد چنان بوده كه وى بسيارى از مطالبى را كه مىتوانسته در خصوص حوادث پيش آمده براى او در كشمير بسيار ارزشمند باشد ، در آخرين فصول ثبت شده در كتاب « 1 » ، حذف كرده است ، او جزئياتى از جريان امور سرزمينى را ارائه كرده كه شايد بتوان آن را كشور خود وى ناميد . زمانى كه وى براى مباشرت در لشكركشى سعيدخان به داخل لاداخ ، تبت و كشمير ، آنجا را ترك كرد قرغيزها و اوزبكان شيبانى كه دشمنان ديرينه قوم او محسوب مىشدند چنان سركوب گشته بودند كه خان مناسب ديد توجه خود را به مناطق ديگر معطوف دارد ، با وجود اين ، اقوام مذكور فقط سركوب شده و هرگز مطيع نگرديده بودند ؛ در حقيقت همچنانكه قدرت مغول‌ها كاهش مىيافت بر قدرت آنان مىافزود . و اندكى پس از آن‌كه رشيد سلطان ، پسر ارشد سعيدخان ، به داخل متصرفات قلمرو پدرش درآمد ، مجددا جنگ با قرغيزها و نيز هم زمان با آن با اوزبكان قزاق درگرفت . همچنين گفته شده كه خان پيروزىهايى كسب كرده و شكست اوزبكان در بيش از يك جنگ بزرگ مورد تشريح قرار گرفته است ، اما اين پيروزىها مانند پيروزىهاى نخستين ، فقط از دشمن جلوگيرى كرده و بديهى به نظر مىرسد كه در خلال سلطنت رشيد ، آنان به قدرت رسيده و عملا به صورت اربابان بخش بزرگى از مغولستان و نه تمام آن درآمدند ؛ در عين حال قلمرو خانات تقريبا به طور كلى به نواحى آلتى شهر محدود شد .

--> ( 1 ) . يعنى در بخش يكم .